اگر بخواهی بفهمی یک بازیکن تختهنرد واقعا چقدر خوب بازی میکند، برد و باخت همیشه جواب کاملی به تو نمیدهد.
ممکن است بازیکنی یک مچ را ببرد، اما در طول بازی چند تصمیم ضعیف بگیرد. از طرف دیگر، بازیکنی ممکن است مچ را ببازد، اما از نظر تصمیمگیری یکی از بهترین بازیهایش را انجام دهد.
اینجاست که دو اسم مهم وارد دنیای تختهنرد مدرن میشوند: XG و BMAB.
XG بازی را تحلیل میکند و نشان میدهد تصمیمهای بازیکن چقدر با بهترین انتخابهای ممکن فاصله دارند. BMAB هم از همین نوع تحلیل، در چارچوب قوانین و شرایط مشخص، برای ارزیابی رسمی عملکرد بازیکنان و اعطای سطوح و عناوین استفاده میکند.
اما دقیقا XG چیست؟ PR یعنی چه؟ EP چه مفهومی دارد؟ BMAB چطور یک بازیکن را ارزیابی میکند؟ و وقتی میگویند یک بازیکن PR = 3.50 دارد، این عدد دقیقا چه چیزی را نشان میدهد؟
بیایید از پایه شروع کنیم.
XG چیست؟
XG مخفف eXtreme Gammon است؛ یکی از شناختهشدهترین نرمافزارهای تحلیل تختهنرد.
XG برای بررسی کیفیت تصمیمهای بازیکن استفاده میشود و موقعیتها و انتخابهای مختلف را با هم مقایسه میکند. بعد از ثبت یک بازی، XG میتواند نشان دهد حرکت بازیکن چقدر با انتخاب بهینه فاصله داشته، تصمیمهای مربوط به Cube چطور بوده و عملکرد کلی بازیکن در مچ چه کیفیتی داشته است.
پس XG فقط یک ربات برای بازیکردن نیست. بازیکنان از آن بهعنوان ابزار آموزشی و تحلیلی هم استفاده میکنند تا الگوی اشتباههای خود را پیدا کنند.
Equity Loss چیست؟
برای فهم PR، اول باید با مفهوم Equity Loss آشنا شویم.
هر موقعیت در تختهنرد مقدار مشخصی Equity دارد؛ یعنی ارزش مورد انتظار آن موقعیت برای بازیکن. وقتی بازیکن حرکتی را انتخاب میکند که نسبت به بهترین انتخاب XG ارزش کمتری دارد، بخشی از Equity را از دست میدهد.
XG این فاصله را در تصمیمهای قابلمحاسبه بررسی میکند. بنابراین فقط خود اشتباه مهم نیست؛ شدت اشتباه هم اهمیت دارد.
یک تصمیم ممکن است مقدار بسیار کمی Equity از دست بدهد، در حالی که یک Blunder میتواند خسارت بسیار بیشتری ایجاد کند.
PR چیست؟
PR مخفف Performance Rating است.
PR یک عدد است که کیفیت تصمیمهای بازیکن را در طول بازی خلاصه میکند. در تعریف XG، این عدد از میانگین Equity از دسترفته در هر تصمیم به دست میآید و در ۵۰۰ ضرب میشود. فقط تصمیمهایی که از نظر XG بدیهی نیستند، در این محاسبه قرار میگیرند.
نکته مهم این است که در PR عدد پایینتر بهتر است.
برای مثال، PR = 3.20 از نظر این معیار بهتر از PR = 7.80 است؛ چون نشان میدهد بازیکن در تصمیمهای قابلمحاسبه، بهطور میانگین Equity کمتری از دست داده است.
PR چطور محاسبه میشود؟
منطق کلی محاسبه این است:
PR = میانگین Equity از دسترفته در هر تصمیم × ۵۰۰
البته همه حرکتهای بازی در محاسبه وارد نمیشوند. XG بعضی حرکتهای اجباری یا تصمیمهای بدیهی را کنار میگذارد و روی انتخابهایی تمرکز میکند که واقعا میان چند گزینه وجود داشتهاند.
به همین دلیل PR فقط تعداد اشتباهها را نمیشمارد. شدت خطاها هم روی نتیجه اثر میگذارد.
چرا PR با برد و باخت فرق دارد؟
فرض کن دو بازیکن یک مچ ۷ امتیازی بازی میکنند.
بازیکن A برنده میشود، اما در طول مچ چند تصمیم ضعیف میگیرد. بازیکن B مچ را میبازد، اما بیشتر تصمیمهایش را نزدیک به انتخاب بهینه میگیرد.
نتیجه مسابقه میگوید A برنده شده است، اما تحلیل XG ممکن است نشان دهد B تصمیمهای دقیقتری گرفته است.
این تناقض نیست. نتیجه مسابقه و کیفیت تصمیمگیری دو موضوع متفاوت هستند. تاس، گامون، بکگامون، دوبل و شرایط مسابقه روی نتیجه اثر میگذارند؛ PR تلاش میکند کیفیت تصمیمهای خود بازیکن را جداگانه بررسی کند.
Checker Play و Cube Play چه فرقی دارند؟
گزارش XG فقط یک عدد کلی نیست. عملکرد بازیکن را میتوان در بخشهای مختلف هم بررسی کرد.
Checker Play: تصمیمهای مربوط به حرکت مهرهها
Cube Play: تصمیمهای مربوط به Double، Take و Pass
بنابراین ممکن است یک بازیکن در حرکت مهرهها عملکرد خوبی داشته باشد، اما در تصمیمهای Cube ضعیفتر عمل کند.
برای مثال، در گزارشهای BMAB میتوان PR مربوط به حرکتها، PR مربوط به Cube و PR کلی را جداگانه دید. اگر PR حرکتهای یک بازیکن 4.60 و PR مربوط به Cube او 7.43 باشد، اختلاف این دو بخش نشان میدهد تصمیمهای Cube نقطهای است که نیاز به تمرین بیشتری دارد.
اینجاست که PR از یک عدد ساده به یک ابزار آموزشی تبدیل میشود.
BMAB چیست؟
BMAB مخفف Backgammon Masters Awarding Body است؛ نهادی که برای بازیکنان تختهنرد، بر اساس عملکرد فنی آنها، عنوانهای Mastership و سطوح Proficiency تعریف و اعطا میکند.
BMAB موتور تحلیل بازی نیست. اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، XG ابزار تحلیل است و BMAB چارچوب ارزیابی و اعطای عنوان.
BMAB چطور یک بازیکن را ارزیابی میکند؟
برای اینکه یک مچ در ارزیابی BMAB به حساب بیاید، شرایط مشخصی باید رعایت شود. طبق قوانین فعلی BMAB، مچهای واجد شرایط باید زنده، زماندار و از قبل مشخص شده باشند و حداقل ۷ امتیازی باشند.
بازیها نیز ثبت و Transcribe میشوند. سپس BMAB فایلهای بازی را با نسخه فعلی XG و تنظیمات مشخص تحلیل میکند.
روش اعلامشده BMAB شامل Standard World Class Analysis با Gigantic search interval، دیتابیس 15×8 Bearoff و محاسبه خطاهای مربوط به Resignation است. هر مچ حداقل دو بار تحلیل میشود و فایل دارای PR کلی پایینتر برای مرحله اول مورد استفاده قرار میگیرد. در مرحله بعد، ویدئو و Transcription نیز بررسی میشوند.
در نتیجه، PR رسمی BMAB را نباید بدون توجه به روش و تنظیمات تحلیل، مستقیما با هر عدد PR حاصل از یک تحلیل شخصی XG مقایسه کرد.
چرا بازیها فیلمبرداری میشوند؟
اگر PR قرار باشد بخشی از فرایند دریافت یک عنوان رسمی باشد، باید مشخص باشد فایل بازی واقعا به همان مسابقه مربوط است.
فرایند را میتوان اینطور خلاصه کرد:
ویدئو: ثبت بازی واقعی
Transcription: تبدیل بازی به فایل قابل تحلیل
XG: تحلیل تصمیمها
BMAB: بررسی بازی و شرایط و تعیین سطح یا عنوان
EP چیست؟
EP مخفف Experience Points است.
در سیستم BMAB، EP برابر با مجموع طول مچهای واجد شرایط است. برای مثال، یک مچ ۷ امتیازی ۷ EP و یک مچ ۱۱ امتیازی ۱۱ EP ایجاد میکند.
این معیار اهمیت زیادی دارد، چون یک بازی فوقالعاده بهتنهایی تصویر کاملی از سطح یک بازیکن ارائه نمیدهد.
در ارزیابی فعلی BMAB، پیش از رسیدن به ۳۰۰ EP، میانگین PR بر اساس سابقه بازیهای ثبتشده محاسبه میشود. پس از رسیدن به ۳۰۰ EP، میانگین PR بر اساس جدیدترین مچها تا مجموع ۳۰۰ EP محاسبه میشود. مچی که از مرز ۳۰۰ EP عبور میکند، بهطور کامل در محاسبه همان بازه قرار میگیرد.
سطوح Master و Grandmaster در BMAB
BMAB برای Mastership چند سطح تعریف کرده است. معیارهای فعلی شامل PR هدف و حداقل EP هستند.
Master 3: PR حداکثر 6.50 و حداقل 100 EP
Master 2: PR حداکثر 5.50 و حداقل 100 EP
Master 1: PR حداکثر 4.75 و حداقل 100 EP
Grandmaster 3: PR حداکثر 4.00 و حداقل 150 EP
Grandmaster 2: PR حداکثر 3.50 و حداقل 200 EP
Grandmaster 1: PR حداکثر 3.00 و حداقل 250 EP
Grandmaster 0: PR حداکثر 2.75 و حداقل 300 EP
پس PR برابر با 4.00 در یک مچ، بهتنهایی به معنی دریافت عنوان Grandmaster 3 نیست. معیار BMAB به عملکرد انباشته و حداقل EP نیز توجه میکند.
Advanced و Intermediate چیستند؟
Advanced و Intermediate در گروه Proficiency Levels قرار میگیرند.
Advanced 1: PR حداکثر 7.50 و حداقل 100 EP
Advanced 2: PR حداکثر 8.50 و حداقل 100 EP
Advanced 3: PR حداکثر 10.00 و حداقل 100 EP
Intermediate 1: PR حداکثر 12.00 و حداقل 100 EP
Intermediate 2: PR حداکثر 14.00 و حداقل 100 EP
Intermediate 3: PR حداکثر 16.00 و حداقل 100 EP
در بخش Mastership نیز سطوح Super Grandmaster بالاتر از Grandmaster قرار دارند.
Super Grandmaster 3: PR حداکثر 2.50 و حداقل 300 EP
Super Grandmaster 2: PR حداکثر 2.25 و حداقل 300 EP
Super Grandmaster 1: PR حداکثر 2.00 و حداقل 300 EP
پس یک PR خوب چند است؟
برای درک عمومی، PR پایینتر نشاندهنده از دستدادن Equity کمتر در تصمیمهای قابلمحاسبه است. اما نباید یک عدد PR را بدون توجه به تعداد بازیها، EP و تنظیمات تحلیل بهعنوان سطح مطلق مهارت در نظر گرفت.
برای مثال، ممکن است بازیکنی در یک مچ PR = 1.90 ثبت کند، اما این عدد بهتنهایی برای مقایسه با بازیکنی که حجم بسیار بیشتری از بازی دارد کافی نباشد.
در سیستم BMAB نیز عنوانهای رسمی به ترکیبی از PR و EP وابستهاند.
PR با Elo چه فرقی دارد؟
PR و Elo دو شاخص متفاوت هستند.
PR کیفیت تصمیمهای بازیکن را نسبت به انتخابهای تحلیلی بررسی میکند. Elo برای رتبهبندی بازیکنان بر اساس نتایج و عملکرد رقابتی آنها در برابر دیگر بازیکنان به کار میرود.
بنابراین ممکن است یک بازیکن مسابقهای را ببازد، اما PR بهتری از حریف خود ثبت کند. در این حالت نتیجه مسابقه و کیفیت تصمیمگیری اطلاعات متفاوتی ارائه میدهند.
آیا PR همهچیز را درباره یک بازیکن نشان میدهد؟
نه. PR معیار مفیدی برای بررسی کیفیت تصمیمگیری است، اما تمام مهارتهای یک بازیکن را در یک عدد خلاصه نمیکند.
مدیریت زمان، شرایط مسابقه، تجربه تورنمنت، شناخت حریف و انتخاب استراتژی نیز در عملکرد یک بازیکن نقش دارند.
حتی یک PR بسیار خوب در یک مچ کوتاه هم لزوما به معنی تغییر سطح کلی بازیکن نیست. هرچه حجم نمونه بیشتر باشد، تصویر کاملتری از عملکرد او به دست میآید.
چرا بازیکنان حرفهای دنبال پایینآوردن PR هستند؟
برای بازیکنی که قصد پیشرفت دارد، سوال اصلی فقط این نیست که چند مسابقه برده است. سوال مهمتر این است که چقدر خوب تصمیم گرفته است.
PR کمک میکند الگوی اشتباهها را پیدا کنی:
بیشتر در چه موقعیتهایی اشتباه میکنم؟
اشتباههای من بیشتر مربوط به Checker Play هستند یا Cube Play؟
آیا یک نوع خطا را بارها تکرار میکنم؟
آیا پیشرفت من در PR پایدار است یا فقط چند نتیجه خوب گرفتهام؟
از XG چطور برای پیشرفت استفاده کنیم؟
بدترین استفاده از XG این است که بعد از هر مچ فقط به عدد PR نگاه کنی و بگویی «امروز ۵.۸ شدم» یا «امروز ۹ شدم».
بخش آموزشی XG زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که اشتباهها را بررسی کنی.
اول بدون کمک بازی کن. قبل از دیدن تحلیل، خودت تصمیم بگیر.
بازی را ثبت کن. بعدا به همین فایل برای بررسی تصمیمها نیاز داری.
اشتباههای مهم را پیدا کن. مخصوصا Blunderها و تصمیمهایی که فاصله زیادی با انتخاب XG دارند.
قبل از دیدن جواب XG دوباره فکر کن. از خودت بپرس اگر به همان موقعیت برگردی چه تصمیمی میگیری و چرا.
دلیل تصمیم XG را پیدا کن. هدف حفظکردن حرکت موتور نیست؛ باید منطق تصمیم را بفهمی.
اشتباهها را دستهبندی کن. مثلا Prime، Blitz، Backgame، Race، Holding Game، Anchor، Cube، Take/Pass و Bearoff.
بعد از مدتی، الگوی اشتباههای خودت را میبینی. شاید متوجه شوی بیشتر خطاهایت در Cube هستند یا در Race و Bearoff مشکل داری. از اینجا به بعد، تمرینکردن هدفمندتر میشود.
پس وقتی کسی میگوید «PR من ۳ است»، دقیقا یعنی چه؟
این جمله بهتنهایی اطلاعات کاملی نمیدهد.
برای تفسیر درست باید بدانیم PR مربوط به چند مچ است، چند EP ثبت شده، تحلیل با چه تنظیماتی انجام شده و آیا عدد مربوط به تحلیل معمولی XG است یا فرایند رسمی BMAB.
همچنین باید مشخص باشد عدد موردنظر PR کلی است یا فقط PR مربوط به Checker Play یا Cube Play.
بدون این اطلاعات، یک عدد PR میتواند تصویری ناقص از عملکرد بازیکن ارائه دهد.
XG و BMAB چه فرقی با هم دارند؟
اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم:
XG: ابزار تحلیل بازی و تصمیمهای بازیکن است.
Equity Loss: مقدار ارزشی را که در اثر انتخاب ضعیف از دست میرود، نشان میدهد.
PR: کیفیت متوسط تصمیمهای قابلمحاسبه را در قالب یک عدد خلاصه میکند؛ عدد پایینتر بهتر است.
EP: حجم مچهای واجد شرایط را در سیستم BMAB نشان میدهد.
BMAB: PR، EP و شرایط رسمی را برای تعیین سطوح و عناوین بررسی میکند.
در نهایت، بردن یک مچ به تو میگوید چه کسی برنده شد؛ PR کمک میکند ببینی تصمیمهای بازیکن چقدر به انتخابهای بهینه نزدیک بودند.
این دو همیشه یک چیز را نشان نمیدهند و همین تفاوت، یکی از جذابترین بخشهای تحلیل مدرن تختهنرد است.
